سيد محمد دامادى

115

شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )

بيان شد از اسماعيليّهء اصفهان حكايت شده است اسلوب عادى ايشان در بر طرف كردن دشمنان خود همان دشنه زدن و كشتن ناگهانى بود كه به آن معروف شده‌اند . اين طريقهء كشتن كه در عربى قتل غيله يا وجاء مىگويند در السنهء اروپاييان به لفظ Assassination خوانده مىشود كه بنابر مشهور اساسا از لغت حشيشييّن آمده است ، و اين حشيشييّن يكى از القاب و صفات همين اسماعيليّه بوده است . سيلوستر دوساسى [ مستشرق بزرگ و عالم و فاضلى كه همعصر ناپليون بود ] به كليّهء كتب اروپاييان كه تاريخ قرون وسطى و جنگهاى صليبى را محتوى بوده است رجوع كرده و متقاعد شده است كه عيسويان در هنگام جنگهاى صليبى از أهل شام و مصر نام اين فرقه را به لفظ حشيشيّين يا حشيشيّه يا حشّاشين شنيده بودند ، و همين كه به ممالك خود عودت كرده بودند هر قومى آن را به صورتى تحريف كرده بودند ، و از آنها به مورّخين آن اقوام رسيد و تبدريج كلمهء أساسن Assassin از آن به وجود آمد و به معنى كسى شد كه بناگهان بر شخصى حمله كرده او را بكشد . در بعضى از تواريخ اروپايى صورتهاى مختلف Heissessini و Khasisioi و Hashishin نيز در مورد اسماعيليّه به كار برده شده است ، و در تاريخ سلجوقيّهء عماد الدّين كاتب نيز اين لفظ ( باز در اشارهء به اسماعيليّه ) ذكر شده است و آن در حكايت در گزينى يعنى خواجه ابو القاسم انس آبادى است كه سلطان سنجر او را به وزارت طغرل تعيين كرده بود ، و چون طغرل از او گله و بازخواست كرد كه « اين همه وعدهء لشكر و مساعدت كه مىكردى و لاف كفايت و هنرمندى كه در دفع دشمن مىزدى چه شد ؟ » او جواب داد كه « انديشه مدار ، چه من جماعتى از حشيشيّه را به قتل دشمنان تو مأمور كرده‌ام و عن قريب ريشهء آنها كنده خواهد شد و جمعيّتشان به تفرقه خواهد پيوست » علّت اينكه اين جماعت به حشيشيّه مشهور شدند اين بود كه حسن صبّاح و دستياران و جانشينان او به فدائيان خود [ يعنى به آن گروهى كه مأمور قتل دشمنان مىساختند ] در ابتداى كار شربتى مىخورانيدند كه جزء آن حشيش بود ، و در آن حالت به ايشان إلقاء و تلقين مىكردند كه در اطاعت أمر شيخ و سيّد خود از بذل جان مضايقه‌يى نكنند تا به تنعّمهاى بهشتى نايل شوند . حشيش يا بنگ در اوايل اسلام و تا زمان ابو حنيفه و شافعى معروف نبود ، و حكمى بر حرمت آن يا حتّى كراهت آن وجود نداشت ، امّا در اواسط قرن سوّم هجرى استعمال آن شيوع پيدا كرد ، و امام شافعيّه